سال نو مبارک

 

کلاسهای رایگان  تریبون  آزاد  لندن                                            دو روز در هفته  در دو مکان  متفاوت  

 روزهای سه شنبه  از ساعت ۱۱ صبح تا ۵ پس ازنیمروز

 LIFE IN THE UK CLASS from 11am till 1pm 

 کلاس  لایف این دِ یوکِی ازساعت ۱۱ تا  1 پس ازنیمروز

کلاس مکالمه زبان انگلیسی ازساعت ۱:۳۰ تا ۳:۳۰ پس ازنیمروز. خواندن

 روزنامه انگلیسی زبان و همچنین  کتاب انگلیسی

کلاس خودشناسی  خانم شهین نژاد از ساعت ۳:۳۰ تا ۵:۳۰ پس ازنیمروز

مکان :مكان : كافه پرشيا مقابل ايستگاه آندرگراند گلدرز گرين
2 North End Road, Golders Green, London NW11 7PH

کلاسهای روزهای چهارشنبه از ساعت ۱۱ صبح تا ۵:۳۰ پس ازنیمروز

کلاس لایف این دِ یوکِی از ساعت ۱۱صبح تا ۱  پس ازنیمروز

صرف ناهار از ساعتی ۱ تا ۱:۳۰ پس ازنیمروز

کلاس خودشناسی خانم  ملیحه حیدری ار ساعت ۱:۳۰ تا ۳:۳۰

کلاس مکالمه زبان انگلیسی از ساعت  ۳:۳۰ تا ۵:۳۰

 مکان :  در وسطی ساختمان  دست چپ هتل کاسپین 

.No.14 Haven Green London W5.2UUEaling Broadway

تلفن تماس ٠٧٩٠٩٨٧٢٠٨٠ گيتى كاوه

خوشبختانه تا کنون شرکت کنندگان در کلاسهای  لایف این دِ یو کیِ           LIFE IN THE UK  پس ازشرکت در امتحان صد در صد موفق به قبولی شده اند آخرین شرکت کننده موفق  شده  است از ۲۴ سئوال  به ۲۴ سئوال پاسخ صحیح دهد.
**********
متن سخنرانی آقای بهرنگ امان در ضیافت روز یکشنبه ۵ مارچ بمناسبت بزرگداشت روزجهانی زن( هشت مارس) در رستوران آریانا
 هشت مارس ( هشت مارچ) در ابتدا بنام روزِ زنانِ كارگر اعلام شده بود 
در ۸ (مارچ)مارس چه اتفاقاتی افتاده است؟
۸ مارس ۱۸۷۵ زنان كارگر كارخانجات نساجی در شهر نیویورك برای بهبود شرایط كارشان و در اعتراض به پایین بودن سطح دستمزدشان، دست به تظاهرات زدند. این حركت به درگیری با پلیس آمريکا انجامید و پلیس بطور وحشیانه به تظاهرات حمله کرد و آن را سركوب نمود. اين شورش باعث شد که زنان کارگر ديگر هم شجاعت بدست بیاورند و برای داشتن حقوق اولیه خود اعتراض کنند. حركت اعتراضی هر سال به حالت آشكار و یا پنهان در کارخانه‌های مختلف ادامه پیدا کرد. روز ۸ مارس ۱۹۰۷ مجددا زنان نساج آمریكا با خواست ۱۰ ساعت كار روزانه دست به تظاهرات می‌زنند كه این بار هم تظاهرات آنها با سركوب پلیس روبرو می‌گردد و به دستگیری بسیاری از آن ها منجر می‌شود. در این تظاهرات عده ی زیادی از مردان كارگر و زنان طبقات دیگر جامعه نیز شركت کرده بودند. در سال ۱۹۰۸ حزب سوسیالیست آمریكا به تشكیل كمیته ملی زنان برای كمپین حق رأی زنان در انتخابات اقدام می‌كند و در مارس همان سال كارگران زن بافنده سوزنی با خواست ممنوع كردن كار برای كودكان و كسب حق رأی زنان درنیویورك تظاهرات می‌كنند.
این روز کم کم به روز مخالفت زنان كارگر با دولت و كارفرمایان سرمایه دار، برای بهبود شرایط كار و کسب حقوق اجتماعی برای كل زنان در سراسر دنیای تبدیل شد. در کنگره‌ی بین‌المللی ‌سوسیالیستها در سال ۱۹۱۰ “كلارا زتكین” زن سوسیالیست ۸ مارس را بعنوان روز جهانی دفاع از زنان پیشنهاد می‌كند. نهايتا در ١٩٧٧ در مجمع عمومى سازمان ملل این پیشنهاد را تصویب میكند و روز جهانی زن در تقویم‌ها ثبت می‌شود.
٨ مارس روز اعتراض و مبارزه است، اعتراض به بی حقوقی، اعتراض به استثمار، اعتراض به نادیده گرفته شدن، اعتراض به سرکوب، اعتراض به فرودست تر شدن، اعتراض به شرایط سیاسی و اجتماعی، اعتراض به ظلم و ستم طبقاتی و جنسیتی ست.
اما در سالهاى اخيرمعنا و محتواى سياسي و حقوق بشرى آن كمرنگ تَر شده و توسط آقايان، به مانند روز مادر و ولنتاين، جنبه عشقى و عاطفى-احساسي پيدا كرده است.
#بهرنگ_امان_لندن صرف نظر از حسي و عاطفى بودن فقط روزهاى خاص، حفظ حرمت و احترام متقابل به جنس مخالف( مخصوصا بانوان مورد اين بحث)بايد هميشه ايام نكو داشته شود… ايشان( بانوان) در همه جاى دنيا با مشكلاتي مواجه هستند( البته در جاهاى مختلف، درجات و سطح مشكلات كمتر و بيشتر هم هست) ، لذا جنس مخالف آنها وظيفه مهم و سنگينى بر دوش دارد تا از آلام آنها بكاهد…
به اميد روزهاى خوب و روشن براى همه و صلح پايدار جهانى
پيامهاى خوب را در صورت علاقه به ديگران هم ارسال مى كنيم

***********

۸۰۰ سال حکومت قانون 

کیهان آنلاین – ۲۰ اسفند ۹۳ – سال ۲۰۱۵ میلادی مصادف است با هشتصدمین سالگرد فرمان مشروطه کبیردر انگلستان. مشروطه‌‌ای که به الگویی برای کلیه کشورهایی که در ۸۰۰ سال اخیر به دموکراسی دست یافتند از جمله آمریکا، فرانسه، استرالیا و ایران در انقلاب مشروطه تبدیل شد.

در واقع می‌توان گفت ۸۰۰ سال حکومت قانون.  بدین ترتیب تصمیم گرفتم فرمان مشروطه کبیر بریتانیا را از ژانویه ۱۲۱۵ تا به امروز دنبال نمایم.

در انگلستان

داستان «مگنا کارتا Magna Carta» یعنی «فرمان کبیر» یا «مشروطه کبیر» از آنجا آغاز می‌گردد که در قرن سیزدهم درانگلستان پادشاهی به نام پادشاه جان King John حکومت می‌کرد. او کوچک‌ترین پسر هنری دوم و برادرجوان تر ریچارد، ملقب به «ریچارد شیردل» بود.

هنری دوم نوه تنها دختر هنری اول بود که به سلطنت رسید و خودش دارای ۳  دختر و ۵ پسر بود که سه فرزند پسر او درجوانی وفات یافتند و پسر ارشد وی ریچارد به سلطنت رسید و از ده سال پادشاهی تنها شش ماه آن را در انگلستان گذراند و بقیه آن سال‌ها را در جنگ و کشورگشایی بود و به همین دلیل هم به ریچارد شیر دل معروف شد و سرانجام نیز در جنگ کشته شد. جان، کوچک‌ترین پسرهنری دوم که مورد علاقه فراوان پدر بود  در سال ۱۱۹۹ میلادی وارث تاج و تخت وثروت و هم‌چنین سرزمین گسترده انگلستان شد.

جان از بدو تولد محروم از مهر و محبت اولیه مادر بود. مادر به رسم آن دوران در خانواده‌های اشراف، پس از به دنیا آمدن پسر وی را به دایه‌ای سپرد. خودش نیز از کشور خارج شد. جان دوران کودکی خود را بامحرومیت از مهر و محبت سپری کرد و این موضوع چنان خشمی در او ایجاد نمود که از یک سو ریشه اصلی کلیه اعتیادهای او شد و از سوی دیگر وی  را به فردی سن‌گدل مبدل نمود.

خشونت و قساوت او در آدم‌کُشی، کشورگشایی، میخوارگی، تصاحب مال دیگران، ثروت‌اندوزی، قمار، بزه‌کاری و تبهکاری و تجاوز جنسی مشهور بود. این پادشاه شخصا برادرزاده خود را به قتل رساند. او فردی حریص، رشوه‌خوار، معتاد به الکل و سکس و قمار بود.

در عین حال جان مردی باهوش، زیرک و خوش‌شانس بود. در سال ۱۱۹۹ وارث تاج و تخت انگلستان شد. وارث خزانه‌ای غنی و سرزمینی وسیع. اما وی نه تنها قادر به حفظ آن میراث نشد بلکه کشور را به سرحد فقر و ورشکستگی و هم چنین به جنگ داخلی کشاند.

جان در طول فرمانروایی خود با دریافت غرامت و مالیات با توسل به زور، خزانه خود را لبریز نمود اما آن مال هنگفت را برای جنگ و کشورگشایی بر باد داد. در جنگ با فیلیپ پادشاه فرانسه نیز مبلغ ۱۳۹۰۰۰ پوند را که برای همین جنگ گرد آورده بود با شکست در جنگ بر باد داد.

شاه شکست‌خورده و ورشکسته، پس از بازگشت به کشور بارون‌ها Barons ( افراد صاحب منصب و مالکان بزرگ) را در مقابل خود یافت. بارون‌ها تقاضای استرداد حقوق از دست رفته خود یعنی مشروطه شدند. جالب اینجاست هرگاه در کشوری تحول بزرگی ایجاد می‌شود معمولا باید ریشه آن را در گذشته جستجو نمود. ریشه اجتماعی درخواست بارون‌ها هم به صد سال قبل از آن یعنی به دوران حکومت نیای جان، هنری اول، بر می‌گشت.

هنری اول فرزند پادشاه ویلیام فاتح بود که ۳۵ سال با عدالت سلطنت کرد. هنری اول پادشاهی جدی و سختگیر و آزادی‌خواه بود وتحصیلاتش به زبان لاتین در رشته هنر بود. او به زبان یونان باستان بسیاری از علوم شامل حساب و هندسه، موسیقی، ستاره‌شناسی، تاریخ و جغرافیا، زبان و ادبیات، روانشناسی، آیین سخنوری، فلسفه و منطق را فرا گرفت. او هم‌چنین در بحث‌های حقوقی شرکت می‌جست. آشنایی با این علوم بود که او را به یک پادشاه آزاده آن هم درقرن دوازدهم مبدل ساخت. هنری اول جهت رسیدگی به اختلافات شهروندان سیستم عدالت‌خانه و نیز انجمن‌های محلی را جهت دریافت مالیات برای اداره شهرها و استان‌ها تاسیس کرد. از همه مهم‌تر وی برای اولین بار وزارت مالیه یا دارایی را جهت رسیدگی به امور مالی کشور بنیان نهاد. اغلب کسانی که این ادارات را اداره می کردند از افراد عادی بودند که به نسبت لیاقت و کاردانی و نه وابستگی  به خانواده یا طبقه خاصی در مصدر کار قرار می‌گرفتند. این پادشاه سیستم کلیسا را نیز اصلاح نمود. در واقع هنری اول را می‌توان اولین بنیان‌گذار- بدون منشور- مشروطه نامید. او در طول دوران سلطنت خود داوطلبانه قدرت و حکومت و بخصوص قدرت تصمیم‌گیری را با کلیسا و نمایندگان مردم (بارون‌ها) تقسیم کرد. متاسفانه اصلاحات شگرف و میراث او به علت عدم آگاهی کافی اکثریت مردم و ازدیاد مشغله و بی اعتنایی آنها نسبت به حقوق خود و هم‌چنین استبداد حکام به مرور زمان محو شد و به دیکتاتوری پادشاه جان انجامید. تنها فرزند پسری هنری اول در دریا غرق شد و هنری دخترش ماتیلدا Matilda را جانشین خود نمود. اما جامعه پدرسالار قرن دوازدهم ماتیلدا را به عنوان جانشین شاه نپذیرفت؛ ماتیلدا به سلطنت نرسید اما فرزندش هنری دوم وارث تاج و تخت پدربزرگ شد.

بارون‌ها که از زمان هنری اول در تصمیمات امور کشوری شرکت داشتند و به تدریج کاملا کنار گذاشته شده بودند، جهت رسیدن به حقوق از دست رفته خود علیه پادشاهی جان اعلان جنگ کردند و خواستار استرداد آن حقوق شدند. در واقع نیروهای کوچک که شامل بارون‌ها و مردم می‌شد تبدیل به نیروی عظیمی شدند که مانند کوه در برابر شاه ایستادند. از آن طرف پادشاه هم مقاومت می‌کرد تا اینکه سرانجام در ۵ ژانویه ۱۲۱۵ دو جناح، پادشاه و سپاهیانش  و بارون‌ها و مردم، درحومه لندن در ناحیه‌ای به نام ویندزور Windsor  که محل اقامت پادشاه (قصر ویندزور Windsor Palace ) بود مقابل یکدیگر قرارگرفتند. مخالفان، پادشاه وسپاهیان او را شکست داده و پادشاه را مجبور به عقب‌نشینی و مذاکره کردند. پادشاه از پاپ تقاضای حمایت و کمک نمود. با وجود اینکه کلیسا و پادشاه همواره در مورد دستیابی به قدرت با یکدیگر در رقابت بوده‌اند و با آنکه سال‌ها قبل از این پادشاه روابط‌اش را با پاپ قطع نموده بود، اما پاپ حمایت بی چون و چرای خود را از پادشاه اعلام کرد. بارون‌ها دقیقا می‌دانستند که چه می‌خواهند. تنها هدف آنها رسیدن به آزادی بود و نه رقابت با شاه و یا جانشینی او و یا تکیه زدن بر اریکه قدرت. به همین دلیل درهای مذاکره از روز اول تا رسیدن به هدف همواره ازطرف بارون‌ها باز ماند و پس از پنج ماه مذاکره، سرانجام در روز ۱۰ ماه  ژوئن ۱۲۱۵  پادشاه با خواسته‌های آنها موافقت نمود و پنج روز بعد با مُهر پادشاه در کنار نام بارون‌ها فرمان مشرطه به تصویب رسید و مورد اجرا قرار گرفت.

طبق ماده ۶۱، کمیته‌ای متشکل از ۲۵ نفر از بارون‌ها مسئول و متضمن اجرای قانون  اساسی یا فرمان مشروطه شدند. در واقع قانون و عدالت مانند یک شمشیر دو دَم بُرنده برای حفظ و نگهداری کشور و حقوق ملت بالای سر پادشاه قرار گرفت و فرمان مشروطه سند همبستگی پادشاه و ملت شد.

اصل ۳۹ و ۴۰ فرمان مشروطه در باره زندگی و حق زندگی، آزادی و مالکیت نکاتی را مقرر می‌دارد.

هیج فردی را نمی‌توان دستگیر و زندانی نمود.

هیچ فردی را نمی‌توان تبعید نمود.

هیچ فردی را نمی‌توان تحت هر عنوانی هتک حرمت و بی سیرت و بی عفت نمود.

هیچ فردی را نمی‌توان تحت عنوان مقامات والا و یا قوانین غیر منصفانه مورد اذیت و آزار قرار داد.

قوانین مربوط به مالکیت و ارث و میراث و ازدواج راهم مطرح می کند.

فرمان مشروطه انگلستان یا مشروطه کبیر با چهار هزار لغت به زبان لاتین باستان در سیزده نسخه نوشته و به الگویی برای کلیه کشورهایی که در ۸۰۰ سال اخیر به دموکراسی دست یافتند تبدیل شد. در ایران نیز با انقلاب مشروطه بود که  کشور برای نخستین بار دارای یک قانون اساسی شد که اصل ۲۶ متمم آن (۱۲۰۶ میلادی برابر با ۱۲۸۵خورشیدی) می‌گوید: “قوای مملکت ناشی از ملت است”.

از سیزده نسخه فرمان مشروطه کبیر که با آب و خاک و یک نوع جوهر بلوط به لاتین بر روی پوست حیوانات نوشته شد تنها ۴ نسخه باقی مانده است که دونسخه در کتابخانه بریتانیا و نسخه سوم در کلیسای سالزبری و نسخه چهارم در پارلمان استرالیا نگهداری می‌شود.

فرمان مشروطه انگلستان، قرار داد همبستگی ملت و پادشاه بود و مشروطه کبیر تبدیل به تاجی شد که بر سر پادشاه، کلیسا و ملت به یکسان قرار گرفت و قانون به عنوان بالا ترین مرجع و مقام در کشور تعیین شد و از آن زمان تا کنون اراده هیچ فردی بالاتر از آن قرار نگرفت. به همین دلیل محل اقامت پادشاه یا ملکه را قصر باکینگهام و قصر ویندزور می‌نامند، محل اقامت شخص اول کلیسا را نیز قصر لمبِث می‌نامند و محل اقامت نمایندگان ملت (مجلس عوام و مجلس لردها) را قصر وست مینستر می‌خوانند چرا که همه اینها کاخ‌نشین به شمار می‌روند.

به هر روی در زمان امضای مشروطه کبیر، باوجود اینکه این سند مُهر پادشاه را بر خود داشت ولی خود شاه کوچک‌ترین اعتقادی به آن نداشت و در خفا از لویی پادشاه رم تقاضای کمک کرد و لویی هم با ۷۰۰۰ سرباز وارد انگلستان شد.

اما شاه در روز ۱۹ اکتبر ۱۲۱۶ ناگهان درگذشت. پس پسر ۱۰ ساله او هنری سوم جانشین پدر شد و بارون‌ها به اداره امور کشور مشغول شدند.

رمز موفقیت فرمان کبیر مشروطه در چند نکته بود:

اول اینکه بارون‌ها و مردم دریافتند که اگرمی‌خواهند به حقوق خود و به آزادی برسند می‌بایست:

۱- دقیقا بدانند چه می‌خواهند

۲- بر روی خواسته‌های عملی خود تمرکز کنند

۳- نیروهای پراکنده را همبسته و تبدیل به یک نیروی عظیم نمایند تا بتوانند در مقابل قدرت قد علم کرده و مقاومت نمایند.

۴- از مقابله به مثل و انتقام‌جویی بپرهیزند زیرا در فضای خشونت همواره قوۀ شناخت تضعیف می‌شود و راه برای یک نیروی انحصارطلب و استبدادی باز می‌شود.

۵- بر روی خواسته‌ها پافشاری کنند و با پایداری آنها را آن قدر تکرار نمایند تا موفق به دریافت آنها شوند.

۶- نکته مهم در موفقیت مشروطه کبیر در انگلستان، باز نگه داشتن درهای مذاکره بود برای رسیدن به هدف نهایی  که لازمه آن به رسمیت شناختن حقوق برابر پادشاه و رهبران کلیسا و بارون‌ها به عنوان نمایندگان  مردم بود.

به قول جان استوارت میل، رسیدن به آزادی تنها با آزادی از باورهای گذشته امکان‌پذیر است.

در ایران

دوره ناصری از یک سو مصادف شد با طلوع عصر روشنگری در ایران که میرزا تقی خان امیرکبیر صدراعظم کاردان ناصرالدین شاه راهگشای آن بود و از همین رو نیز قربانی دسیسه‌های ملایان و اطرافیان فاسد شاه شد و به قتل رسید.

از سوی دیگر در آن سال‌ها، فساد دربار و به هدر دادن ثروت مملکت و بعلاوه نفوذ و دخالت روزافزون بخش قابل توجهی از روحانیون در دستگاه حکومتی و در نتیجه وخیم‌تر شدن اوضاع اجتماعی و تشدید فشار بر زندگی مردم، باعث عصیان عمومی شد و اساس استبداد را به هم ریخت. در انقلاب مشروطه نیروهای کوچک توانستند با اراده‌ای استوار و خواستی روشن خود را به نیروئی قوی و منسجم تبدیل کنند و خواست حاکمیت ملت را به کرسی بنشانند.

هر چند قانون اساسی مشروطه بارها مورد بی احترامی شاهان پهلوی قرار گرفت، اما مصدق توانست مجلس را که در آن از یک اقلیت کوچک برخوردار بود، مجبور به تصویب لایحه ملی شدن صنعت نفت کند. استعمار انگلیس خواست با ترفند شکایت به دیوان داوری لاهه و درخواست رسیدگی به مسئله نفت، سدی در مقابل مصدق ایجاد کند. درایت مصدق، یک حقوقدان تحصیل‌کرده در اروپا، و یاران صمیمی او و پافشاری بر اصل حاکمیت ملی، قاضی مکنر را متقاعد کرد تا به نفع ملت ایران و به عدم صلاحیت دادگاه برای رسیدگی به مسئله نفت رأی بدهد.

در طی یک ربع قرن دیکتاتوری بعد از کودتای بیست و هشت مرداد کلیه امکاناتی را که نهضت ملی مصدق برای نیروهای سیاسی در جامعه ایجاد کرده بودف مانند آزادی احزاب و اجتماعات، آزادی مطبوعات، آزادی حضور جریان‌های سیاسی در صحنه فعالیت‌های علنی و … به کلی تعطیل شد. در اواخر حکومت محمدرضا شاه جز دسته‌های افراطی مذهبی که منابر و مساجد را در اختیار داشتند و بنا بر این از امکانات وسیع فعالیت علنی برخوردار بودند، هیچ نیروی سیاسی ملی وجود نداشت که بتواند ابراز وجود کند.

مصدق در یک دوره هرچند کوتاه اما مؤثر برای مبارزه پارلمانی، که برخورداری از حمایت وسیع مردم را به دنبال داشت، توانست نه تنها با تأمین آزادی به مشروطیت روح تازه بدهد، بلکه قادر شد پنجه در پنجه بزرگ‌ترین قدرت استعمار آن دوران بیاندازد و ملت ایران را به پیروزی برساند.

اما درست در روزگاری که جنبش اعتراضی وسیع مردم ارکان حکومت شاه را به لرزه می انداخت، دیگر از اتحاد نیروهای ملی که بتوانند عصیان عمومی را به مسیر درست هدایت و خاطره جنبش مشروطه را زنده کنند، به دلایلی که در بالا آوردم، خبری نبود.

دکتر شاپور بختیار می‌دانست که زمام امور مملکت خیلی دیر به او سپرده شده است. با این همه وی در طی سی و هفت روز حکومت ملی خود، همه ی آزادی های مندرج در قانون اساسی مشروطه را زنده کرد. در حکومت او زندانی سیاسی وجود نداشت. مطبوعات از آزادی کامل برخوردار بودند.

او می‌دانست که شانس موفقیت‌اش، یعنی در حقیقت شانس موفقیت برای ملت، بسیار ضعیف است. اما او مرد عمل بود و همچون فولادی آبدیده در مکتب مصدق بزرگ، او هم در سنگر مبارزه برای احیای مشروطیت ماند و از مقابله با انقلاب اسلامی نهراسید.

در آن روزهای سرنوشت ساز، نیروهای کوچکی که با استفاده از فرصت هرچند کوتاه و محدود توانسته بودند وارد صحنه کارزار سیاسی شوند، قادر به تبدیل خود به یک نیروی منسجم و قوی برای جلوگیری ازخطری که جامعه را تهدید می‌کرد، نشدند.

آری، سی و شش سال جمهوری اسلامی و اصل لزوم مبارزه با آن برای رسیدن به دموکراسی ایجاب می‌کند که نیروهای کوچک با اتحاد خود تبدیل به نیروئی قوی بشوند تا بتوانند از عهده این امر مهم برآیند. هرچند مصدق و بختیار در کوتاه‌مدت ناکام ماندند اما در درازمدت پیروزی از آن آرمان‌های آنهاست.

کلام آخر اینکه درواقع فرمان مشروطه کبیر درانگلستان پیامد خشونت‌های حاصل از جنگ‌ها، کشورگشایی‌ها، جنگ‌های داخلی و بی قانونی‌ها و خستگی مردم بود. نهایتا اما از آن شرایط ناامیدکننده و از آن همه بی نظمی، دنیایی جدید و چنین نظمی بیرون آمد: حکومت قانون!

گیتی کاوه  gitty_kaveh@yahoo.com

********

1

متن اعلامیه جهانی حقوق بشر

مصوبه 10 دسامبر 1948

اعلاميه جهانی حقوق بشر که در 10 دسامبر 1948 به تصويب رسيده ، رواق بنای حقوق بشر را تشکيل می دهد که مسئوليت ساخت آن بر عهده ی ملل متحد است. ديباچه از آن جا که شناسايی حيثيت و کرامت ذاتی تمام اعضای خانواده ی بشری و حقوق برابر و سلب ناپذير آنان اساس آزادی ، عدالت و صلح در جهان است ؛ از آن جا که ناديده گرفتن و تحقير حقوق بشر به اقدامات وحشيانه ای انجاميده که وجدان بشر را بر آشفته اند و پيدايش جهانی که در آن افراد بشر در بيان و عقيده آزاد ، وازترسوفقرفارغباشند،عالیترينآرزویبشراع لامشدهاست؛ از آن جا که ضروری است که از حقوق بشر با حاکميت قانون حمايت شود تا انسان به عنوان آخرين چاره به طغيان بر ضد بيداد و ستم مجبور نگردد ؛ از آن جا که گسترش روابط دوستانه ميان ملت ها بايد تشويق شود ، از آن جا که مردمان ملل متحد ، ايمان خود را به حقوق اساسی بشر و حيثيت و کرامت و ارزش فرد انسان و برابری حقوق مردان و زنان ، دوباره در منشور ملل متحد اع لام و عزم خود را جزم کرده اند که به پيشرفت اجتماعی ياری رسانند و بهترين اوضاع زندگی را در پرتو آزادی فزاينده به وجود آورند ؛ از آن جا که دولت های عضو متعهد شده اند که رعايت جهانی و مؤثر حقوق بشر و آزادی های اساسی را با همکاری سازمان ملل متحد تضمين کنند ؛ از آن جا که برداشت مشترک در مورد اين حقوق و آزادی ها برای اجرای کامل اين تعهد کمال اهميت را دارد ؛ مجمع عمومی اين اع لاميه جهانی حقوق بشر را آرمان مشترک تمام مردمان و ملت ها اع لام می کند تا همه ی افراد و تمام نهادهای جامعه اين اع لاميه را همواره در نظر داشته باشند و بکوشند که به ياری آموزش و پرورش ،رعايتاينحقوقوآزادیهاراگسترشدهندوباتدابيرفزايندهیملیوبين ا لمللی، شناسايی و اجرای جهانی و مؤثر آن ها را ، چه در ميان خود مردمان کشورهای عضو و چه در ميان مردم سرزمين هايی که در قلمرو آن ها هستند ، تأمين کنند. ماده

اعلامیه جهانی حقوق بشر یک پیمان بین المللی است که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسیده‌است و شامل ۳۰ ماده‌ است که به تشریح دیدگاه سازمان ملل متحد در مورد حقوق بشر می‌پردازد. مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی است که تمامی ابنای

بشر در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند، مشخص کرده‌است. مفاد این اعلامیه از نظر بسیاری از پژوهشگران الزام‌آور بوده و از اعتبار حقوق بین‌الملل برخوردارست، زیرا

به صورت گسترده‌ای پذیرفته شده و برای سنجش رفتار کشورها به کار می‌رود. کشورهای تازه استقلال یافته زیادی به مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر استناد کرده و آن را در قوانین بنیادی

یا قانون اساسی خود گنجانده‌اند.

نوشتار اصلی: میثاق بین المللی حقوق اقتصادی اجتماعی و فرهنگیمجمع عمومی سازمان ملل متحد، سه سال پس از تأسیس سازمان ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر را تصویب نمود و اعلامیه جهانی حقوق بشر، که هدف آن ایجاد تضمین حقوق و آزادی های برابر برای همه مردمبود در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ به تصویب

رسید، روزی که اینک در سراسر جهان به عنوان روز بین‌المللی حقوق بشر گرامی داشته می‌شود. نوشتار اصلی: میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی

اعلامیه جهانی حقوق بشر همراه با دو میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و حقوق مدنی و سیاسی مهم‌ترین اسناد بین المللی حقوق بشر را تشکیل می‌دهند.

بنا به گزارش کتاب رکوردهای گینس، اعلامیه جهانی حقوق بشر رکورد بیشترین ترجمه را در بین مکتوبات در طول تاریخ به خود اختصاص داده‌است.

ماره ۱( تمام افراد بشر آزاد به دنیا می‌آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می‌باشند و باید نسبت به یکدیگر مانند برادر رفتار کنند

ماده۲: هر کس می‌تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد . خواه این کشور مستقل ، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به

شکلی محدود شده باشد ماده ۳: هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد. ماده ۴: احدی را نمی‌توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است.

ماده ۵: هيچکس را نبايد مورد ظلم و شكنجه و رفتار يا کيفری تحقيرآميز ،موهن ، یا خلاف انسانیت و شان بشر قرار داد.

ماده ۶: هر کس حق دارد که شخصیت حقوق او در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود.

ماده ۷: همه در برابر قانون ، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.

ماده ۸: در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد ، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد

ماده ۹: احدی را نمی‌توان خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید نمود.

ماده ۱۰: هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، اتخاذ تصمیم بنماید.

ماده ۱۱: الف( هر کس به بزه کاری متهم شده باشد بی گناه محسوب خواهد شد تا وقتی که در جریان یک دعوای عمومی که در آن کلیه تضمین های لازم برای دفاع ازاو تامین شده باشد ، تقصیر او قانونا محرز گردد.

ب( هیچ کس برای انجام یا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب ، آن عمل به موجب حقوق ملی یا بین المللی جرم شناخته نمی‌شده است محکوم نخواهد شد . به همین طریق هیچ مجازاتی شدیدتر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق می‌گرفت درباره احدی اعمال نخواهد شد.

ماده ۱۲: احدی در زندگی خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله‌های خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد.

ماده ۱۳: الف( هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید.

ب( هر کی حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد.

ماده ۱۴: الف( هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جسنجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند. ب( در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد ، نمی‌توان از این حق استفاده نمود.

ماده ۱۵: الف( هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد. ب( احدی را نمی‌توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد.

ماده ۱۶: الف( هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچ محدودیت از نظر نژاد ، ملیت ، تابعیت یا مذهب با هم دیگر زناشویی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی می‌باشند.

ب( ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود.

پ( خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود. ماده ۱۷: الف( هر شخص ، منفردا یا به طور اجتماعی حق مالکیت دارد. ب( احدی را نمی‌توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود.

ماده ۱۸: هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می‌باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می‌تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد.

ماده ۱۹: هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی، آزاد باشد.

ماده ۲۰: الف( هرکس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت های مسالمت آ میز تشکیل دهد. ب( هیچ کس را نمی‌توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.

ماده ۲۱: الف( هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید.

ب( هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید.

پ( اساس و منشا قدرت حکومت ، اراده مردم است . این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای را تامین نماید.

ماده ۲۲: هر کس به عنوان عضو اجتماع ، حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد.

ماده ۲۳: الف( هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد.

ب( همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت نمايند.

پ( هر کس که کار می‌کند به مزد منصفانه و رضایت بخشی ذیحق می‌شود که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید.

ت( هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه‌ها نیز شرکت کند.

ماده ۲۴: هر کس حق استراحت و فراغت و تفریح دارد و به خصوص به محدودیت معقول ساعات کار و مرخصی های ادواری ، با اخذ حقوق، ذیحق می‌باشد.

ماده ۲۵: الف( هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از حیث خوراک ومسکن ومراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی تامین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان ، وسایل امرار

معاش او از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود. ب( مادران وکودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصی بهره مند شوند . کودکان چه براثر ازدواج و

چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند ، حق دارند که همه از یک نوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند.

ماده ۲۶: الف( هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد . آموزش ابتدایی اجباری است . آموزش حرفه‌ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ،

بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند.

ب( آموزش و پرورش باید به طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی های بشری را تقویت کند . آموزش و پرورش باید حسن تفاهم ، گذشت و احترام عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت

های ملل متحد را در راه حفظ صلح ، تسهیل نماید. پ( پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.

ماده ۲۷: الف( هر کس حق دارد در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند ، از فنون و هنرها متمتع گردد و در پیشرفت علمی و فوائد آن سهیم باشد.

ب( هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود. ماده ۲۸: هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی

هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.

ماده ۲۹: الف( هرکس در مقابل آن جامعه‌ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد.

ب( هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع گردیده است.

پ( این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی‌تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.

ماده ۳۰: هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه ، فعالیتی بنماید.